|
ابری ترین روزهایم، پیشکش سبزترین نگاه تو امشب تماشایی تر از همیشه ای فقط کمی بارانی تر شو با من بگذار ابرک چشمانم، رنگین کمان عشق را از پس این بغض دیر پا،به ارمغانت بیاورد پس ببار تا من خاکت شوم...
صدایی می آید گوش فرا میدهم،حتی بر صدای نبض گامهایم گواهم. قدم برمیدارم،پشت بر بهارانی که بیهوده بگذشت و غمگین زتابستانی که ملال رنج روزهای بی توست.شتابان در پی تو دوانم،گام برمیدارم و عطر هوای فرح انگیز غم آلودت بدرقه راهم می شود.جاده ها بر دلتنگی چشمانم شهادت می دهند.دلتنگم،دلتنگ بر گریه مستانه شاخسارانت،می گریند و بر زمین هدیه می دهند تلی از خاطرات زرد،نفس خشک یک قصه بی برگ.من هراسانم،نه هراس قشنگی دریا،نه هراس خستگی باران،که هراس تو را دارم.ترسم از لحظه ای که چشم گشایم وبر تقویم روزهایم تو نباشی.ترسم که روزگاری هوای روزهای زرد نشاط انگیزت دلم را صفایی نبخشد.ولی هرگز، که من زاده توام،این منم دختر پاییز! یادگار اولین بغض بی بهانه تو، دوستت دارم ... پاییز ...سکوت رنگین... |
About![]()
دختری که در پاییزی ترین فصل خدا چشم گشود مجبور شد پاییز گونه زندگی کند وبی شک در پاییزی ترین فصل خدا چشم از جهان خواهد بست.گله ای نیست روزگار با تمام روزهای پاییزی اش زیباست و من عاشق پاییزم.......
Home
|